فرهنگ آریان‌پور

ارام شدن

#۴٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hush

خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى

۲

calm

آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن

۳

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۴

still

آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى

۵

unwind

(past: unwound ; past participle: unwound) ـ باز کردن، باز کردن از پیچ، کوک چیزى را باز کردن، بى کوک کردن

۶

subside

(در د و غیره) واگذاشتن، نشست کردن، فرو نشستن، فروکش کردن

۷

mitigate

سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن ranquillize

۸

tranquilize

(tranquillize =) ـ آرام کردن، آسوده کردن، فرو نشاندن