فرهنگ آریان‌پور

اذیت‌ کردن (2)

#۴٬۴۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wig

کلاه گیس، گیس ساختگى، موى مصنوعى، داراى گیس مصنوعى کردن، سرزنش کردن

۲

ride

(past: rode ; past participle: ridden) ـ سوارى، گردش سواره، سوار شدن

۳

harry

غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن قدیمی‌

۴

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج عامیانه‌

۵

pester

اذیت کردن، بستوه آوردن، بى حوصله کردن مداوما

۶

needle

سوزن، سوزن سرنگ و گرامافون و غیره، سوزن دوزى کردن، با سوزن تزریق کردن، طعنه زدن، اذیت کردن، عقربه needle خودمانی‌ hassle