فرهنگ آریان‌پور

اذیت

#۴٬۴۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

fret

اذیت، اخم، ترشرویى، تحریک، تهییج، هیجان، بى حوصلگى، جیغ، فریاد، داراى نقشه هاى پیچ در پیچ کردن، جور به جور کردن، گلابتون دوزى کردن، اخم کردن، پوست را بردن، کج خلقى کردن، سائیده شدن، هایهو کردن، جویدن، مجروح کردن، رنگ آمیزى کردن

۲

harm

آسیب، صدمه، اذیت، زیان، ضرر، خسارت، آسیب رساندن (به)، صدمه زدن، گزند

۳

tease

(teaze =) ـ آزار دادن، اذیت کردن، کسى را دست انداختن، سخنان نیشدار گفتن، اذیت، پوش دادن مو

۴

teaze

(tease =) ـ آزار دادن، اذیت کردن، کسى را دست انداختن، سخنان نیشدار گفتن، اذیت، پوش دادن مو aggro

۵

mischief

بدسگالى، موذیگرى، اذیت، شیطنت، شرارت

۶

nuisance

آزار، مایه تصدیع خاطر، مایه رنجش، اذیت

۷

annoyance

دلخورى، آزار، اذیت، ممانعت، آزردگى، رنجش

۸

hindrance

پاگیرى، بازماندگى، اذیت، آزار، مانع، سبب تاخیر

۹

harassment

ستوه، بستوه آورى، اذیت، آزار

۱۰

persecution

زجر، شکنجه، آزار، اذیت

۱۱

inconvenience

زحمت، ناراحتى، دردسر، ناسازگارى، ناجورى، نامناسبى، آسیب، اذیت، اسباب زحمت

۱۲

gibe

سخن طعنه آمیز گفتن، طنز گفتن، دست انداختن، باطعنه استهزاء کردن

۱۳

pinprick

خلیدن با نوک سنجاق، رنجانیدن

۱۴

irritation

رنجش، سوزش، خشم، ناراحتى، خراش، آزردگى