فرهنگ آریانپور
پخمه
#۴۳٬۵۴۹
dumb
زبان بسته، لال، گنگ، بى صدا، کند ذهن، بى معنى، لال کردن، خاموش کردن dumb خودمانی gormless
clod
کلوخ، خاک، لخته، دلمه
thick
کلفت، ستبر، صخیم، غلیظ، سفت، انبوه، گل آلود، تیره، ابرى، گرفته، زیاد، پرپشت
dummy
ساختگى، تصنعى، زائد، شخص لال و گیج و گنگ، آدم ساختگى، مانکن، مصنوعى، به طور مصنوعى ساختن، آدمک
idiot
آدم سفیه و احمق، خرف، سبک مغز، ساده schmo
doltish
احمقانه، کله خر dweeb halfwitted schlemiel
dumbbell
دمبل، اسباب ورزشى knucklehead
ignoramus
شخص کاملاً بى سواد، جاهل، آدم نادان
nincompoop
ساده لوح، احمق