فرهنگ آریان‌پور

بی‌ ادب و خونسرد

#۳۸٬۳۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۲

randy

خشن، بى تربیت، افسار گیسخته، سرکش، زبان دراز، گداى سمج و بى ادب، شهوانى

۳

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۴

coarse

زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت

۵

daring

یارایى، جسور، متهور، جرات، شهامت، پردلى

۶

caddish

اوباش صفت، بى تربیت، پست

۷

lowbred

بى تربیت، پست، فرومایه

۸

peasant

روستایى، دهاتى، دهقانى، کشاورز، رعیت

۹

barbarian

بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى

۱۰

discourteous

بى ادب، بى نزاکت، بى ادبانه، تند

۱۱

disrespectful

بى احترام، بى اعتنا، بى ادب، توهین آمیز illmannered