فرهنگ آریانپور
بی ادب
#۳۸٬۲۹۸
discourteous
بى ادب، بى نزاکت، بى ادبانه، تند
randy
خشن، بى تربیت، افسار گیسخته، سرکش، زبان دراز، گداى سمج و بى ادب، شهوانى
coarse
زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت
disrespectful
بى احترام، بى اعتنا، بى ادب، توهین آمیز illmannered
cool
خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن
snotty
فین فینى، مف دار، کثیف
brassy
برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج
daring
یارایى، جسور، متهور، جرات، شهامت، پردلى
bounder
حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف bound خودمانی sassy
caddish
اوباش صفت، بى تربیت، پست
lowbred
بى تربیت، پست، فرومایه
peasant
روستایى، دهاتى، دهقانى، کشاورز، رعیت
barbarian
بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى