فرهنگ آریان‌پور

بی‌ ادب

#۳۸٬۲۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

discourteous

بى ادب، بى نزاکت، بى ادبانه، تند

۲

randy

خشن، بى تربیت، افسار گیسخته، سرکش، زبان دراز، گداى سمج و بى ادب، شهوانى

۳

coarse

زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت

۴

disrespectful

بى احترام، بى اعتنا، بى ادب، توهین آمیز illmannered

۵

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۶

snotty

فین فینى، مف دار، کثیف

۷

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۸

daring

یارایى، جسور، متهور، جرات، شهامت، پردلى

۹

bounder

حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف bound خودمانی‌ sassy

۱۰

caddish

اوباش صفت، بى تربیت، پست

۱۱

lowbred

بى تربیت، پست، فرومایه

۱۲

peasant

روستایى، دهاتى، دهقانى، کشاورز، رعیت

۱۳

barbarian

بیگانه، اجنبى، آدم وحشى یا بربرى