بی ادب
#۳۸٬۲۹۷
indecorous
بى ادب، نا صحیح، بى جا، بى نزاکت
irreverent
بى ادب، هتاک
discourteous
بى ادب، بى نزاکت، بى ادبانه، تند
coarse
زبر، خشن، زمخت، بى ادب، درشت
boarish
خوک صفت، بى ادب، وحشى
brusque
(brusk =) ـ خشن در رفتار، بى ادب، پیش جواب
lowbrow
بى فرهنگ، بى ادب، بیسواد، داراى سلیقه پست
uncivil
بى تربیت، بى تمدن، وحشى، بى ادب
barbaric
وحشى، بربرى، بى ادب، وحشیانه
impolite
بى تربیت، خشن، زمخت، خام، بى ادب، غیر متمدن
plebeian
(plebe , pleb =) ـ آدم طبقه سوم، خشن و رذل، دانشجوى سال اول نیروى دریایى (روم قدیم) توده مردم، طبقه سوم، خشن، بى ادب
uncivilized
غیر متمدن، وحشى، بى ادب
irrespective
قطع نظر از، (م.ک.) بیطرف، بى ادب، احترام نگذار، بدون مراعات، صرفنظر از
disrespectful
بى احترام، بى اعتنا، بى ادب، توهین آمیز
ill bred
بى تربیت، بى ادب، غیر متمدن، بد تربیت شده
ill mannered
بد روش، بى تربیت، بد خو، بى ادب
lowly
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low