فرهنگ آریانپور
بی اثر کردن
#۳۸٬۲۶۸
nullify
بى اثر کردن، لغو کردن
deactivate
نا کنشگر کردن، ناکنش ور کردن، بى اثر کردن، بى خاصیت کردن، از اثر انداختن
negate
نفى کردن، خنثى کردن، منفى کردن، بلا اثر کردن
abrogate
منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن
frustrate
خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن
inactivate
ناکنش ور ساختن، بى کار کردن، سست کردن، غیر فعال کردن
neutralize
خنثى کردن، به طور شیمیایى خنثى کردن