فرهنگ آریان‌پور

بی‌ اثر کردن

#۳۸٬۲۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

nullify

بى اثر کردن، لغو کردن

۲

deactivate

نا کنشگر کردن، ناکنش ور کردن، بى اثر کردن، بى خاصیت کردن، از اثر انداختن

۳

negate

نفى کردن، خنثى کردن، منفى کردن، بلا اثر کردن

۴

abrogate

منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن

۵

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن

۶

inactivate

ناکنش ور ساختن، بى کار کردن، سست کردن، غیر فعال کردن

۷

neutralize

خنثى کردن، به طور شیمیایى خنثى کردن