فرهنگ آریان‌پور

بی اثر

#۳۸٬۲۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

feckless

بى اثر، سست

۲

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۳

nude

لخت، برهنه، پوچ، عریان، بى اثر

۴

futile

بیهوده، پوچ، بى فایده، باطل، عبث، بى اثر

۵

inactive

ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر

۶

nugatory

پوچ، بى اثر، ناچیز

۷

traceless

بى نشان، بى اثر

۸

trackless

بى نشان، بى رد پا، بى جاده، بى ریل، بى اثر، بیراهه

۹

indfferent

بى علاقه، لاقید، بى تفاوت، بى تعصب، بى اثر

۱۰

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب

۱۱

ineffectual

بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده

۱۲

inoperative

غیر عملى، غیر موثر، باطل، نامعتبر، پوچ، غیر قابل استفاده، بى اثر، غیردایر

۱۳

inefficacious

بى خاصیت، نا سودمند، بى فایده، بى اثر

۱۴

null and void

(حقوق) بى اثر، باطل و بى اثر