فرهنگ آریان‌پور

بی‌ اثر

#۳۸٬۲۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

feckless

بى اثر، سست

۲

ineffective

بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده

۳

void

باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن

۴

ineffectual

بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده

۵

null

پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر

۶

inert

نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد

۷

flimsy

سست، بى دوام، شل و ول، ناک

۸

otiose

بى حرکت، بى مصرف، مهمل، بى نفع، بى سود

۹

useless

بى فایده، عارى از فایده، باطله، بلا استفاده

۱۰

impotent

داراى ضعف قوه باء، ناتوان، اکار