فرهنگ آریانپور
بی اثر
#۳۸٬۲۶۱
feckless
بى اثر، سست
ineffective
بى اثر، بیهوده، غیر موثر، بى نتیجه، بى فایده
void
باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن
ineffectual
بیهوده، بى نتیجه، بى اثر، غیر موثر، بى فایده
null
پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر
inert
نا کار، فاقد نیروى جنبش، بیروح، بیجان، ساکن، راکد
flimsy
سست، بى دوام، شل و ول، ناک
otiose
بى حرکت، بى مصرف، مهمل، بى نفع، بى سود
useless
بى فایده، عارى از فایده، باطله، بلا استفاده
impotent
داراى ضعف قوه باء، ناتوان، اکار