فرهنگ آریان‌پور

ادا کردن با فشار

#۳٬۵۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

stress

فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن