فرهنگ آریان‌پور

بسیجیدن

#۳۰٬۳۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

prepare

آماده کردن، تدارک دیدن، پستا کردن، مهیا ساختن، مجهز کردن، آماده شدن، ساختن

۲

mobilize

بسیج کردن، تجهیز کردن، متحرک کردن