واژههای فارسی←بسیج کردن - بی -فرهنگ آریانپوربسیج کردن - بی -#۳۰٬۳۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱immobilizeبى بسیج کردن، جمع کردن، از جنبش و حرکت باز داشتن، ثابت کردن، مدتى در بستربى حرکت ماندنواژههای نزدیک در الفبابسیج دسته های نظامی و نیرو های مسلحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیج زدائیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیج شدگیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیج شدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیج عمومی - رفع -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیبسیج کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر