فرهنگ آریان‌پور

احساس‌ گرمی‌ کردن

#۲٬۸۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

burn

(past: burned, burnt ; past participle: burned, burnt) ـ سوزاندن، آتش زدن، سوختن، مشتعل شدن، در آتش شهوت سوختن، اثر سوختگى