فرهنگ آریان‌پور

احاطه‌ کردن (2)

#۲٬۷۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

zone

منطقه، ناحیه دسته بندى، بخش، قلمرو، مدار، (در جمع) مدارات، کمربند، ناحیه، حوزه، محات کردن، جزو حوزه اى به حساب آوردن، ناحیه اى شدن

۲

envelop

پیچیدن، پوشاندن، درلفاف گذاشتن، فراگرفتن، دورچیزى را گرفتن، احاطه کردن مثل تاج‌ گل‌

۳

wreathe

پیچ خوردن، گل ها را دسته کردن، حلقه شدن یا کردن مانند کمربند