فرهنگ آریان‌پور

احاطه کردن

#۲٬۷۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

environ

احاطه کردن، دورزدن، دورکسى یا چیزى را گرفتن، محاصره کردن

۲

box

جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن

۳

beset

(past: beset ; past participle: beset) ـ احاطه کردن، مزین کردن، حمله کردن بر، بستوه آوردن، عاجز کردن

۴

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن واژه هاى شامل

۵

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۶

corral

آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن

۷

enwind

به دور چیزى پیچیدن، احاطه کردن، محصور کردن

۸

girdle

کمربند، کمر، کرست، حلقه، احاطه کردن، حلقه اى بریدن

۹

beseige

محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن

۱۰

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن

۱۱

envelop

پیچیدن، پوشاندن، درلفاف گذاشتن، فراگرفتن، دورچیزى را گرفتن، احاطه کردن

۱۲

cincture

کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن

۱۳

encircle

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دورچیزى گشتن، در بر داشتن

۱۴

ensphere

محصور کردن، به صورت کروى در آوردن، احاطه کردن

۱۵

beleaguer

محاصره کردن، احاطه کردن

۱۶

encompass

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دارا بودن، شامل بودن، دربرگرفتن، محاصره کردن

۱۷

engarland

درحلقه ى گل قرار دادن، احاطه کردن (با حلقه ى گل)، تاج گل زدن