فرهنگ آریانپور
احاطه
#۲٬۷۰۱
envelopment
احاطه، پوشش، لفاف
circumambiency
احاطه
siege
محاصره، احاطه، محاصره کردن
cincture
کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن
surround
فرا گرفتن، محاصره کردن، احاطه شدن، احاطه
environment
محیط، دوروبر، اطراف، احاطه، دور و بر، پرگیر
command
فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن
inclusion
گنجایش، دربردارى، دخول، شمول، دربرگیرى