فرهنگ آریان‌پور

احاطه‌ کردن

#۲٬۷۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

beset

(past: beset ; past participle: beset) ـ احاطه کردن، مزین کردن، حمله کردن بر، بستوه آوردن، عاجز کردن

۲

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۳

rim

لبه، دیواره، قاب عینک، دوره دار کردن، زهوار گذاشتن، لبه داریا حاشیه دار کردن

۴

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۵

encase

درقفس یا جعبه گذاردن، روکش کردن

۶

enfold

پیچیدن، درلفافه پیچیدن، با لفافه پوشاندن، دربرگرفتن، در آغوش گرفتن

۷

engulf

غرق کردن در، غوطه ور ساختن، توى چیزى فروبردن، فراگرفتن، خروشان کردن

۸

pocket

جیب، جیبى، به جیب زدن، کیسه هوایى، پاکت، تشکیل کیسه در بدن، کوچک، نقدى، پولى، جیب دار، درجیب گذاردن، درجیب پنهان کردن

۹

embrace

در آغوش گرفتن، در بر گرفتن، بغل کردن، پذیرفتن، شامل بودن

۱۰

enclose

در میان گذاشتن، در جوف قرار دادن، به پیوست فرستادن، حصار یا چینه کشیدن دور

۱۱

include

در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن، قرار دادن، شمردن، به حساب آوردن، شامل شدن، در بر گرفتن، گنجاندن

۱۲

enclosure

پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار