فرهنگ آریان‌پور

برابر - در -

#۲۷٬۰۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

for

براى، به جهت، بواسطه، به جاى، از طرف، به ب هاى، درمدت، به قدر، در برابر، در مقابل، بر له، به طرفدارى از، مربوط به، مال، براى این که، زیرا که، چونکه

۲

versus

در مقابل، بر ضد، در برابر