فرهنگ آریانپور
براب مان
#۲۷٬۰۲۹
buoyant
شناور، سبک، سبکروح، خوشدل
floater
جسم شناور، گواهى نامه سهام دولتى یا راه آهن (که به جاى وثیقه به کار مى رود، کسى که درچند محل به نحو غیر قانونى راى بدهد
floating
جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float