فرهنگ آریان‌پور

براب مان

#۲۷٬۰۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

buoyant

شناور، سبک، سبکروح، خوشدل

۲

floater

جسم شناور، گواهى نامه سهام دولتى یا راه آهن (که به جاى وثیقه به کار مى رود، کسى که درچند محل به نحو غیر قانونى راى بدهد

۳

floating

جسم شناور بر روى آب، سوهان پهن، بستنى مخلوط با شربت و غیره، شناور شدن، روى آب ایستادن، سوهان زدن، شناور بودن، شناور ساختن float