فرهنگ آریان‌پور

بر اورد کردن

#۲۶٬۷۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن

۲

size

اندازه، قد، مقدار، قالب، سایز، ساختن یارده بندى کردن برحسب اندازه، چسب زنى، آهار زدن، بر آورد کردن