فرهنگ آریان‌پور

بر انداختن

#۲۶٬۷۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

deracination

بر انداختن، قلع و قمع

۲

overthrow

(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض