فرهنگ آریان‌پور

بر انگیختن

#۲۶٬۷۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

impassion

بر انگیختن، شوراندن، تحریک کردن، به هیجان آوردن، بر سر شهوت آوردن

۲

abrade

سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن

۳

infuse

ریختن، دم کردن، القاء کردن، بر انگیختن

۴

impulse

تپش، محرک آنى، بر انگیزش، انگیزه ناگهانى، تکان دادن، بر انگیختن، انگیزه دادن به

۵

prod

سیخ زدن، سک زدن، برانگیختن، ترغیب

۶

tempt

اغوا کردن، فریفتن، دچار وسوسه کردن

۷

inflame

بر افروختن، به هیجان آوردن، (پزشکى) داراى آماس کردن، ملتهب کردن، آتش گرفتن، عصبانى و ناراحت کردن، متراکم کردن