فرهنگ آریان‌پور

اجراء نشدنی

#۲٬۵۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

impracticable

اجراء نشدنى، غیر عملى، بیهوده

۲

infeasible

(معنى مجازى) نشدنى، غیر عملى، اجراء نشدنى