فرهنگ آریان‌پور

اجراء - قابل -

#۲٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

applicable

قابل اجراء، قابل اطلاق، اجرا شدنى، کاربست پذیر

۲

applicatory

قابل اجراء، قابل اطلاق، مناسب، عملى، اعمال شدنى

۳

enforceable

قابل اجراء