فرهنگ آریان‌پور

اجراء

#۲٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

enforcement

اجراء، انجام

۲

fulfillment

تکمیل، اجراء، انجام

۳

ministration

وزارت، تهیه، اجراء، اداره، خدمت