فرهنگ آریان‌پور

اجرا - مامور -

#۲٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

executor

مجرى، مامور اجرا، وصى، قیم

۲

sergeant

(sarge =) ـ گروهبان، (serjeant)، (علوم نظامى) گروهبان، مامور اجرا

۳

sergeant at arms

مامور اجرا، فراش (انجمن ها ومجالس)