واژههای فارسی←اثر گزیدنفرهنگ آریانپوراثر گزیدن#۲٬۲۶۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱sting(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدنواژههای نزدیک در الفبااثر کم گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاثر کننده - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاثر گذاردن بهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاثر گذاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاثر گذاشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاثر گرمخانه ایمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر