فرهنگ آریانپور
وسیله - به -
#۲۱۵٬۴۶۱
by
به دست، بتوسط، با، به وسیله، از، بواسطه، پهلوى، نزدیک، کنار، از نزدیک، از پهلوى، از کنار، درکنار، از پهلو، محل سکنى، فرعى، درجه دوم
of
از، از مبدا، از منشا، از طرف، از لحاظ، در جهت، در سوى، در باره، به سبب، به وسیله of ـ (158)
per
با، توسط، به وسیله، در هر، براى هر، از میان، از وسط، برطبق
via
(معنى مجازى) از راه، از طریق، میان راه، توسط، به وسیله
with
با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت