فرهنگ آریان‌پور

وسیع کردن

#۲۱۵٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gum

لثه دندان، انگم، صمغ، چسب، قى چشم، درخت صمغ، وسیع کردن، با لثه جویدن، چسب زدن، چسباندن، گول زدن، صمغى شدن

۲

broaden

پهن کردن، وسیع کردن، منتشر کردن

۳

enlarge

بزرگ کردن، با تفصیل شرح دادن، توسعه دادن، وسیع کردن، بسط دادن