فرهنگ آریان‌پور

وسیله

#۲۱۵٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

resource

وسیله، کاردانى، منبع، ممر، مایه، ابتکار

۲

organ

ارگ، ارغنون، عضو، اندام، آلت، وسیله، ارگان

۳

handle

گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن

۴

medium

رسانه، واسطه، متوسط، (پزشکى) محیط کشت، میانجى، وسیله، معتدل

۵

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى

۶

recourse

مراجعه، اعاده، چاره، وسیله، توسل، پاتوق، میعادگاه، متوسل شدن به، مراجعه کردن به

۷

appliance

اسباب، آلت، وسیله، تمهید، اختراع، تعبیه

۸

makeshift

موقت، بدلى، چاره، وسیله، چاره موقتى، آدم رذل

۹

inducement

انگیزه، موجب، وسیله، مسبب، کشش

۱۰

instrumental

سودمند، وسیله ساز، مفید، قابل استفاده، آلت، وسیله، حالت ابزارى

۱۱

make do

چاره موقتى، وسیله، تدبیر

۱۲

door

درب، در، راهرو

۱۳

road

بجاده، راه، معبر، طریق، خیابان، راه آهن road عامیانه‌ hickey

۱۴

applicator

درخواست کننده، اعمال کننده