فرهنگ آریان‌پور

وخیم شدن

#۲۱۴٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

tense

(عصب یا طناب) کشیده، عصبى و هیجان زده، زمان فعل، تصریف زمان فعل، سفت، سخت، ناراحت، وخیم، وخیم شدن، تشدید یافتن

۲

worst

(صفت عالى bad)، بدترین، بدتر از همه امتیاز آوردن (در مسابقه)، شکست دادن، وخیم شدن