فرهنگ آریان‌پور

وخیم

#۲۱۴٬۵۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

crucial

وخیم، بسیار سخت، قاطع

۲

dire

ترسناک، شوم، مهلک، وخیم

۳

direr

ترسناک، شوم، مهلک، وخیم

۴

fatal

کشنده، مهلک، مصیبت آمیز، وخیم

۵

direst

ترسناک، شوم، مهلک، وخیم

۶

sthenic

فعال، حاد، تندکار، قوى، خطرناک، وخیم، شدید، نیرومند

۷

critical

بحرانى، انتقادى، وخیم، نکوهشى، منتقدانه

۸

high

فراز، بلند، مرتفع، عالى، جاى مرتفع، بلند پایه، متعال، رشید، زیاد، وافر گران، گزاف، خشمگینانه، خشن، متکبر، متکبرانه، تند زیاد، با صداى زیر، با صداى بلند، بو گرفته، اندکى فاسد high ـ (53) parlous

۹

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۱۰

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۱۱

serious

جدا، (به) راستى، رسما، سخت، موقرانه

۱۲

desperate

بى امید، بیچاره، از جان گذشته، بسیار سخت، بسیار بد