فرهنگ آریانپور
وخیم تر کردن
#۲۱۴٬۵۳۶
worsen
بدتر کردن، بدتر جلوه دادن
compound
مرکب، چند جزیى، جسم مرکب، لفظ مرکب، بلور دوتایى محوطه، عرصه، حیاط، ترکیب ترکیب کردن، آمیختن
aggravate
بدتر کردن، اضافه کردن، خشمگین کردن
complicate
پیچیده کردن، پیچیدن، بغرنج کردن