فرهنگ آریان‌پور

نمایان‌ کردن

#۲۰۲٬۸۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۲

exhume

از خاک در آوردن، نبش قبر کردن

۳

unveil

حجاب برداشتن، نمودار کردن، پرده بردارى، آشکار ساختن

۴

visualize

تجسم کردن، تصور کردن، در پیش چشم نمودار کردن، متصور ساختن