واژههای فارسی←نمایان شدن به طور مبهمفرهنگ آریانپورنمایان شدن به طور مبهم#۲۰۲٬۸۹۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱glimmerروشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدنواژههای نزدیک در الفبانمایانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینمایان - فتح -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینمایان بر بدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینمایان ساختنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینمایان سازمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینمایان سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر