فرهنگ آریان‌پور

نمایان شدن

#۲۰۲٬۸۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

peer

همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال

۲

emerge

پدیدار شدن، بیرون آمدن

۳

debouch

(علوم نظامى) از محل محصورى به محل غیر محصورى آمدن، از تنگنا در آوردن، مفر، راه خروج

۴

visualize

تجسم کردن، تصور کردن، در پیش چشم نمودار کردن، متصور ساختن