فرهنگ آریانپور
اویزان شدن
#۲۰٬۲۵۸
sag
خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن
hang
(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق
swag
تاب خوردن تلوتلو خوردن، بنوسان درآوردن، تاب دادن، غارت، گودال، استخر، کوله پشتى