فرهنگ آریانپور
اویزان
#۲۰٬۲۵۳
dangle
آویزان بودن، آویزان کردن، آویختن، آویزان
dangler
آویزان، دنبال رو
hanging
عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام
pensile
آویخته، آویزان، معلق
impendent
قریب الوقوع، تهدید کننده، آویزان
impending
مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن
suspension
توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش
floppy
نرم، مسخره وار، سست
swinger
نوسان دار، آونگى، ولگرد، هوسران، لذت طلب
dependent
وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج
pendulous
نوسانى