فرهنگ آریان‌پور

اویزان

#۲۰٬۲۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

dangle

آویزان بودن، آویزان کردن، آویختن، آویزان

۲

dangler

آویزان، دنبال رو

۳

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۴

pensile

آویخته، آویزان، معلق

۵

impendent

قریب الوقوع، تهدید کننده، آویزان

۶

impending

مشرف بودن، آویزان کردن، در شرف وقوع بودن، محتمل الوقوع بودن

۷

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش

۸

floppy

نرم، مسخره وار، سست

۹

swinger

نوسان دار، آونگى، ولگرد، هوسران، لذت طلب

۱۰

dependent

وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج

۱۱

pendulous

نوسانى