فرهنگ آریان‌پور

اویزان بودن

#۲۰٬۲۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

dangle

آویزان بودن، آویزان کردن، آویختن، آویزان

۲

shag

موى زبر، موى کرک شده، موى درهم و بر هم، توتون زبر، پارچه مویى زبر، آویزان بودن، درهم و بر هم ساختن، پر مو ساختن، خشن ساختن، تکان دادن، لرزاندن

۳

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما

۴

bag

کیسه، کیف، جوال، ساک، خورجین، چنته، باد کردن، متورم شدن، ربودن

۵

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن