فرهنگ آریان‌پور

نقش‌ گذاری‌ کردن روی چرم

#۲۰۱٬۸۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

tool

ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن