فرهنگ آریان‌پور

نقش‌ کردن

#۲۰۱٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن