فرهنگ آریان‌پور

نقش کردن

#۲۰۱٬۸۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۲

depict

نمایش دادن (به وسیله نقشه و مانند آن)، نقش کردن، مجسم کردن، رسم کردن، شرح دادن

۳

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن

۴

inscribe

محاط ساختن، حک کردن، نوشتن، نقش کردن، حجارى کردن روى سطوح و ستونها، حکاکى کردن، ثبت کردن

۵

depicture

نمایش دادن، مجسم کردن، نقش کردن