فرهنگ آریان‌پور

نقش‌ گذاری‌ کردن

#۲۰۱٬۸۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

impress

تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع

۲

imprint

مهر زدن، نشاندن، گذاردن، زدن، منقوش کردن