واژههای فارسی←نصب کن - فنر -فرهنگ آریانپورنصب کن - فنر -#۲۰۰٬۸۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱springerکمند انداز، صیدى که در کمند مى افتد، فنر نصب کن، گاو آبستنواژههای نزدیک در الفبانصب کردن (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن در زمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن در کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن موکتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردنی - لوازم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر