واژههای فارسی←نصب کردنیفرهنگ آریانپورنصب کردنی#۲۰۰٬۸۲۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱erectileراست شدنى، سیخ شدنى، قابل نعوظ، راست کردنى، بلند کردنى، نصب کردنى، قابل نصبواژههای نزدیک در الفبانصب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن - اعلان -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن (2)مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن در زمینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینصب کردن در کشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر