فرهنگ آریان‌پور

نصب‌ کردن در کشتی

#۲۰۰٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

ship

کشتى، جهاز، کشتى هوایى، هواپیما، با کشتى حمل کردن، فرستادن، سوار کشتى شدن، سفینه، ناو