فرهنگ آریان‌پور

ناچاری

#۱۹۶٬۲۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ineluctability

ناچارى، نا گزیرى

۲

pinch

نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین

۳

obligation

التزام، محظور، وظیفه

۴

desperation

نومیدى، بیچارگى، نومیدى زیاد، لاعلاجى inevitability