فرهنگ آریانپور
ناچاری
#۱۹۶٬۲۸۶
ineluctability
ناچارى، نا گزیرى
pinch
نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین
obligation
التزام، محظور، وظیفه
desperation
نومیدى، بیچارگى، نومیدى زیاد، لاعلاجى inevitability
#۱۹۶٬۲۸۶
ناچارى، نا گزیرى
نیشگون گرفتن، قاپیدن، مضیقه، تنگنا، موقعیت باریک، سر بزنگاه، نیشگون، اندک، جانشین
التزام، محظور، وظیفه
نومیدى، بیچارگى، نومیدى زیاد، لاعلاجى inevitability