فرهنگ آریان‌پور

ناچار

#۱۹۶٬۲۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inevitably

ناچار، بناچار، حتما، به طور چاره ناپذیر

۲

fain

خشنود، ناچار، متمایل، بخشنودى

۳

ineluctable

نا گریز، چاره ناپذیر، غیر قابل مقاومت، ناچار

۴

imperative

امرى، دستورى، حتمى، الزام آور، ضرورى

۵

necessarily

لزوما