واژههای فارسی←میان انداختن - در -فرهنگ آریانپورمیان انداختن - در -#۱۹۴٬۳۵۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱interjectدر میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردنواژههای نزدیک در الفبامیان اشکوب در تالار نمایشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان افزارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان اقلیمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان امدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان امدن - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیمیان اموزشگاهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر