فرهنگ آریان‌پور

میان انداختن - در -

#۱۹۴٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

interject

در میان آوردن، به طور معترضه گفتن، (م.ل.) در میان انداختن، در میان آمدن، مداخله کردن